Sunday, September 29, 2013



جیبوتی
آقا همه زير سر خودشونه، تو واشنگتن و پکن نشستن دارن دنيا رو مي گردونن -
واشنگتن و پکن نيست عزيز من، جيبوتيه -
چي چيه؟ -
جيبوتي، هيچوقت اسم جيبوتيو شنيدي؟ -
اسمشو شنيدم ولي نمي دونم چه چيزيه -
چيز نيست، کشوره -
کشوره؟ کجاس؟ -
تو آفريقاس، تو شاخ آفريقا -
خوب حالا چرا حرف اونو پيش کشيدي؟ -
واسه اينکه همه اين آتيشا از اونجا بلن ميشه -
جدآ؟ کدوم آتيشا؟ -
همين جنگا و بزن بزنا و بالا پايين شدن اقتصادا و چه مي دونم، انقلابا -
همه از اين چي چي،  اين جيبوتيه؟ -
بعله ديگه -
آخه چطوري؟ هيچ وقت چنين چيزي نشنيده بودم -
- خوب همون ديگه، همين که نشنيدي اثباتش مي کنه، تو فکر مي کني اگه اين کله گنده هاي دنيا بخوان يه جا مقر بزنن کجا ميرن؟
- نمي دونم
- فکر مي کني ترجيح ميدن جايي باشن که همه بدونن کجان و چه مي کنن، و روشون دوربين بندازن؟
- فکر نکنم
- درسته. فکر نمي کني  ترجيح بدن جايي باشن که هيچکي ندونه، سري سري؟
- خوب چرا، لابد براشون بهتره
- معلومه که بهتره
- آره
- خوب حالا خودت که مي گي اسم جيبوتيم به زور شنيدي و نمي دونستي کجاست، درسته؟
- درسته
- بيشتر مردمم مثل تو هستن، اصلا از وجود جيبوتيم  به زور خبر دارن، فقط گاهي ممکنه يه اخبار بي ربطي ازش بشنون
- خوب؟
- خوب همين ديگه، دليل از اين بهتر، که اونا جاشونو پيدا کردن؟ همه شون تو جيبوتي جمع شدن
- مطمثني؟
- خوب معلومه، دليلشو که برات توضيح دادم. چه دليلي از اين بهتر که جيبوتي اينقدر بي سرو صدا و آب زير کاهه؟ کجا برن از جيبوتي بهتر؟ واسه همينه که همه، بي سرو صدا جمع شدن تو جيبوتي.
- اخه اونا کين؟
- کله گنده هاي دنيا، آقاي همه، سرور من و تو، همونا که همة قدرتا دستشونه و دارن مث مهره با ما بازي مي کنن
- چند نفرن؟ اسمشون چيه؟
- اسمشون؟ به، اگه من مي دونستم،  يا هر کي مي دونست، که کار اونا خراب مي شد. قدرت اونا در همينه که کسي اسم و جاشونو ندونه.
- پس تو از کجا مي دوني که اونا رفتن جيبوتي؟
- آها، سوال خوبيه. کشفش کار آسوني نبود. من خيلي وقت بود که دنبال جواب اين سوال بودم که دنيا رو کي مي گردونه و از کجا مي گردونه. بعد فهميدم هر جا باشن بايد خيلي سري باشه. اصلا اين کشفيه که با تحقيق و جمع کردن سند و مدرک به دست نمي آد. چون اگه مي شد که ديگه سري نمي شد. نه جانم، مهم اينه که اين غولاي دنيا از خودشون رد پا به جا نمي ذارن. واسه همين به خودم گفتم فميدن جواب اين سوال يه راه جديد لازم داره. راهي که که تا حالا به فکر هيچ دانشمند و محققي نرسيده باشه. راهي انقلابي، نو، نبوغ آميز. خلاصه هي از خودم مي پرسيدم راهش چيه. تا يه روز، موقع غور و تفکر عميق راهش اومد دستم.
- راهش چي بود؟
- همين ديگه، غور و تفکر. گفتم اين لامصبا همه رو فرستادن دنبال نخود سياه. به دانشمندا و خبرنگارا و محققا راههايي رو نشون دادن که مي دونن هيچوقت به مرکز اونا ختم نمي شه. من بايد دنبال يه روش متفاوت باشم. گفتم بايد خودمو تطهير کنم از هرچي که فکرمو آلوده کرده. بايد هر چي مدرک و سندو واقيت و استدلال رو از فکرم پاک کنم که جا باز شه واسة اون نور معرفتي که دنبالشم. واسه همين نشستم تو اتاقم و هي فکر کردم. همدمم فقط همين سلاح بود که گاهي کارش مي زدم. خلاصه تفحص کردم در آفاق و انفس. يک مرتبه نور کشف در من جرقه زد. از خودم مي پرسيدم کجان، صدايي مي گفت جايي بي نام. بعد اسم جيبوتي، مث يه سو سويي از دور دورا اومد تو ذهنم و ديگه بيرون نرفت. گفتم اين بايد دليلي داشته باشه. حتما جيبوتي کليد اين قفله. بعد دوباره شروع کردم به اخبار گوش کردن و ديدم هيشکي اسم جيبوتي رو نمي بره. جلوي چشم همه اس، ولي انگار نامرعيه. ديدم همة علايم داره جور مي شه. همه اش بايد کار خودشون باشه. آخه اخبار دست خودشونه، اخبار گوها هم دست خودشونه. اونا تعيين مي کنن چي تو اخبار بياد و چي نياد. واسه همين سر مارو گرم کردن با اين جنگ و اون انقلاب و اون يکي اعتصاب تا حواسمون نره به جيبوتي.
- يعني همه شون جمع شدن تو جيبوتي؟
- بعله ديگه. شايد هميشه هم اونجا نباشن، لابد ميرن گردش و مرخصي، ولي مقرشون اونجاس، مرکز عملياتشون تو جيبوتيه
- کي رفتن اونجا؟
- دقيق نمي دونم، بايد بيشتر توش غور کنم. ولي احتمالا حداقل ده بيست سال طول کشيده تا تونستن اين دم و دستگاه قوي رو کار بندازن
- کدوم دم و دستگاه؟
- دم و دستگاه گردوندن جهان از جيبوتي
- يعني چه مي کنن
- چي ميکنن؟ کافيه يه ذره چشم و گوشتو واز کني. مي بيني که دستشون تو همه چيه. همه اتفاقا طبق برنامه و نقشة واحديه
- جالبه، مثل چي؟
- مثلا، همين جنگهاي آمريکا با عراق. ديدي که چي شد. اول عراقو ميفرستن حمله کنه به کويت. فکر مي کني واسه چي؟
- واسه اينکه صدام دنبال قدرت بود؟
- بابا اين حرفه. صدام سگ کي بود؟ صدام آدم خودشون بود. مگه مي تونس بي اجازه تکون بخوره؟ انداختنش جلو. بعد بهانه داد دست آمريکا که حمله کنه
- پس راست ميگن که حملة صدامم  زير سر آمريکا بود؟
- آمريکا؟ بابا تو که دل نمي دي. گوش کن چي مي گم. آمريکا هم اين وسط آلت دست اوناس. خيلي وقته که اونا پشت همة کشوراي بزرگ و کوچيکو خالي کردن. اونا فقط دنبال کسب قدرت خودشونن. نه آمريکايين، نه اروپايي، نه روسي، نه چيني. فقط جيبوتيايين.
- عجب
- بعله آقا. بقيه شو بشنو. بعد آمريکا ميره عراقو مي گيره. مي بيني، همه طبق نقشه. از اونور القايده رو علم مي کنن و يازده سپتامبرو راه ميندازن
- يازده سپتامبرم کار اوناس؟
- معلومه، مگه چنين کاري از چهارتا عرب شپشو بر مياد؟ معلومه که کار اوناس. خودت ببين ديگه، اول يازده سپتامبره، بعد حملة آمريکا به افغانستانه، بعد حملة دوباره به عراق. بعد بحران اقتصادي غربو راه ميندازن و از اونور اين انقلاب تکنولوژي کامپيوتري رو. خلاصه  مي بيني چطوري همه حرکتاشون به هم مربوطه؟
- انگار راس مي گي
- آره ديگه، اين انقلاب تکنولوژي اصلا موقعش همين وقت بود که دنيا رو زير و رو کنه. ديدي که چه کرد. آقا حالا جلوي يه کامپيوتر مي شيني با اونور دنيا حرف مي زني. من اين چيزا رو مي دونم، تو لابد نشنيدي، اسمش چي بود؟ اسکيپ، آسکايپ. اينا مطالعه مي خواد.معلومه که همه اش طبق نقشه بود که درست وقتي اتفاق بيفته که آمريکا تو جنگ خاورميانه است و وضع اقتصاد خرابه.
- عجب
- بعله. مي بيني؟ ديگه اون دوران گذشته که يه دانشمند و محقق تو يه زمينه اوستا مي شد و مي تونس وضعيت رو توضيح بده. حالا دورانيه که همه چي به همه چي مربوطه و براي توضيحش کسي لازمه که بتونه اين ربطا رو ببينه
- عجب
- بعله آقا. دارن همة اين حرکتا رو از جيبوتي رهبري مي کنن. هيشکي هم بو نمي بره. يعني غير من. راستي نري اين حرفا رو جايي بزني؟ اگه بدونن که من فهميده ام و تو هم شنيدي، دمار از روزگار هر دومون در مي آرن. بلايي سرمون ميارن. يعني اثرمون رو از زمين پاک مي کنن.  يادت باشه، جايي بروز ندي ها
- خيالت تخت
- حالا اون سلاحو رد کن بياد.بابا تهشو بالا آوردي از بس پک زدي، واسة ما هم بذار
- باشه بيا